X
تبلیغات
دلشکسته و عاشقانه هایی که بوی غم میدهد

♥♥♥LOVE♥♥♥



شکسته ام می فهمی؟
به انتهای بودنم رسیده ام!
 اما اشک نمیریزم، پنهان شدم پشت لبخندی که خیلی درد می کند
.
.
.
.
.
.
.
امشب دلم خیلی گرفته...
خیلی...

[ پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392 ] [ 15:5 ] [ امیرحسین ] [ ]

دلنوشته های برو بچ دلشکسته

ساده با تو حرف می زنم

مثل آب،با درخت

مثل نور،با گیاه

مثل شب نورد خسته ای با نگاه ماه

ساده با تو حرف می زنم

ناگهان مرا چرا چنین

به ناکجا کشانده اند ؟!

کیست اینکه خیره مانده اینچنین

مات و مضطرب در نگاه ِ من ؟

من ؟ نه،

این، نه من

نه، نیستم!

این غریب!

این غریبه ی شکسته!

کیستم؟

مادرم کجاست؟

من کلاس چندمم؟

دفترم،کتاب فارسی

جزوه های خط من کجاست؟

من چرا چنین هراسناک و مضطرب... ؟

من که در کلاس

جزو بچه های خوب بوده ام

ساکن و صبور

من همیشه گوش داده ام

دفتر مرا نگاه کن

بارها و بارها

بی غلط نوشته ام :

"آب"،"آذر" ،"آفتاب"

مشق های من مرتب است

موی سر و ناخنم....

پس چرا چنین؟

این غریب

این غریبه

در حصار قاب آینه

اینکه شانه می کشد به موی خویش،کیست؟

شانه؟!

من کلاس چندمم؟

ساده با تو حرف می زنم

آن همه نگاه مهربان

آن همه درخت و پرسه و پرنده

آن همه ستاره و سلام

آن همه پریدن و رسیدن و

میان موجی از ستاره پر زدن

آن خدا و شب

خواب های پرنیانی بهار

آفتاب صبح ِ پشت بام

عطر باغچه

نردبان و از میان شاخه ها

تا کنار ِ حوض سبز خانه امدن

باز هم به ماهیان سرخ سر زدن

ناگهان چرا چنین؟!

این همه شبان تار

بی ستاره،بی پرنده ،بی بهار

این چقدر بی شمار

 شاخه های آهنین

 که قد کشیده اند

 رو به روی من

مات و گیج و گنگ

مانده ام میان

آنچه هست و نیست

نه، نبوده، هیچگاه

این حصار و قاب

جزو درس های من نبوده است...


[ پنجشنبه بیست و یکم فروردین 1393 ] [ 22:1 ] [ امیرحسین ] [ ]

دقت کنید

سلام بچه ها

اونایی که میخان انتخاب رشته کنن دقت کنن وحتمن هم خیلی تحقیق کنن

من خودم اومدم تو رشته ی کامپیوتر الان دوم کامپیوتر(هنرستان فنی)هستم ...

البته به این رشته علاقه دارم ولی انقدر سخته عین چیز توش گیر کردم...

پس در انتخابتون دقت کنید واشتباه منو نکنید...

[ پنجشنبه بیست و یکم فروردین 1393 ] [ 13:9 ] [ امیرحسین ] [ ]

به سلامتی

سلامتی دخترا که اگه نبودن نامردی تا قیامت پشت نقاب مردونگی قایم میشد...

[ چهارشنبه بیستم فروردین 1393 ] [ 22:51 ] [ امیرحسین ] [ ]

جذابیت

ادم ها اکثرن دودسته اند:

یا تو چهرشون جذابیت دارن یا تو اخلاقشون

[ سه شنبه نوزدهم فروردین 1393 ] [ 21:39 ] [ امیرحسین ] [ ]

عاقا نظر بدینااااا


[ دوشنبه هجدهم فروردین 1393 ] [ 22:43 ] [ امیرحسین ] [ ]

ali reza anvari majd

مرحبا همت قومی که چو دلبر گیرند

                                                       به جز از دلبرخود دل زهمه بر گیرند

[ دوشنبه هجدهم فروردین 1393 ] [ 21:15 ] [ امیرحسین ] [ ]

تلاش

اگر چیزی رو واقعا میخواید واسش تلاش کنید ومطمن باشید که بهش میرسد...حالا فرقی نداره پول باشه.ماشین باشه.خونه باشه یا هر چیز دیگه...مهم هدف شماست...

اینویادتون باشه که واسه هر کس وناکسی احساستونو خرج نکنید چون خیلی وقتا گرگا تولباس بره خودشونو نمایش میدن تا شما رو گول بزنن...پس هوشیار باشید...طرف مقابلتونو بسنجید وازش اطمینان کسب کنید...

ممکنه دو سه باری خام حرفای دیگران بشید....اما به مرور عقلتون پیشرفت میکنه و در تصمیم گیری ها موفق ترید...

ممنون از حضورتون...

[ جمعه پانزدهم فروردین 1393 ] [ 13:2 ] [ امیرحسین ] [ ]

alone

[ پنجشنبه چهاردهم فروردین 1393 ] [ 19:41 ] [ امیرحسین ] [ ]

گاهی اوقات ادم نباید از دست روزگار ناراحت باشه چون خیلی وقتا خودش مقصره اصلیه...اما بعضی اوقات هم نه...مقصر بخت واقباله...این زندگی خواست خداست نباید ناشکری کرد.ومن به این اعتقاد دارم که "بعد از این همه تاریکی روشنیه بی شک..."
[ پنجشنبه چهاردهم فروردین 1393 ] [ 19:22 ] [ امیرحسین ] [ ]

من با خدا قهر نیستم؟اون جوابمو نمیده

یادش به خیر یکی میگفت بعد از این همه تاریکی روشنیه بی شک...من میخام بدونم پس کو؟

کم کم دارم به وجود خدا شک میکنم...

[ سه شنبه دوازدهم فروردین 1393 ] [ 13:20 ] [ امیرحسین ] [ ]

...

[ سه شنبه دوازدهم فروردین 1393 ] [ 11:5 ] [ امیرحسین ] [ ]

دلنوشته ی خودم ...نظر فراموش نشه...

بوی عید می ایدهمه خوش حال اند....همه خرید می

کنند...من هم اماده میشوم...اماده میشوم تا غم هایم

 

را نوع کنم...اماده ی خنده های دروغین اماده ی وانمود

به بی تفاوتی...شاید روزی بیایذ که من هم کسی را

داشته باشم...ولی نه...بی تو تمام دنیا هم برایمکسی

 

نیست...خدایا من از خود متنفرم...چرا مرا افریدی که

حالاینگونه بی کس شوم؟...

 

باز هم خنده...باز هم شروعی دوباره...شروعی که پایانش

را میدانم..من و عمری حسرت...حسرت به اینکه چرا عاقل

نبودم...چرا ریاکاری ودروغ گفتن را بلد نبودم؟؟؟

دروغگو که ادم بدی نیست.چون میداند حقیقت تلخ است ان

را نمی گوید...می داند باراست گفتن وصذاقت &کاری پیش

نمیرود.

 

ای کاش زندگی دنده عقب داشت...ای کاش...هیچ حسی بدتر

از این نیست که بدانی کسی تو را نمیخاهد واگر بخاهد

در اصل تحمیل شده ای...عشق از سر ناچاری...ای کاش پول

و زیبایی و مقاقم داشتم تا میتوانستم عسق را درک

کنم...کاش همه میماندندوباکم وبیش میساختند..اما چه

رویای خنده داری..عشق بدون پول...مگرمیشود؟دل مهم

نیست دیگر.حرف اصلی عشق را این روز ها زبان می

گوید...عشق به کنار کاش خانواده یا دوستی بود که

هوایم را داشت وازم خبری میگرفت...اما وقتی واسه کسی

ارزشی نادریبایذد سرت رو پایین بندازی و...دیگر به

این نتیجه رسیده ام که خوشی های دنیا زود گذرندوهیچ

کدام پایدار نیستند...

 

 

دیگ حرفی نمونده فقط در اخر میخاستم از تنهایی تشکر

 

کنم که در تمام شرایط بامنه و تنهام نیمذاره...به

امید روزی که همه ی عشق ها واقعی باشند...

[ دوشنبه یازدهم فروردین 1393 ] [ 22:34 ] [ امیرحسین ] [ ]

بچه مایه دار...

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام ...

یه داستانی پیش اومده که گفتم اگ با شماام در میون بزارم خیلی بهتره...

)))البته داش عماد واسم تعریف کرد و واسه اون یش اومده بوده... 

اون روز بایه پسر هم سن وسال خودم داشتم حرف میزدم .رفته بودم خونشون واسه

کار...زعفرانیه تهران...بعد حرف از بدبختی ها و مشکلات زندگی شد یه حرفایی

میزد که دهنم از تعجب باز مونده بود...میگفت ماام خیلی بدبختیم یارو لامبرگینی

سوار میشه ...بابای ماام ماشین سوار میشه...بهش گفتم مگه ماشینتون چیه؟

گفت:یه پورشه کاین لگن بابا...من از تعجب داشتم تو افق وعمود محو میشدم

...این بالا شهری ها بدبختی هاشون از رویاهای خوشبختی ماهم بالاتره...یارو باباش

پورشه کاین داشت .یه در خونشون زعفرانیه باز میشد اون یکی درش خیابون فرشته

.بعد میگفت این چه وضع زندگیه...

بعد از حرفاش کلی ازش متنفر شدم .دیگ تو صورتش نگاهم نکردم...

واقعن قدر زندگی تون رو بدونین چون خیلی وقتا بد ترین شرایط رندگی شما ارزوی

خیلی های دیگه ست...

ممنون از حضورتون ...((خدانگهدا   اونایی که خوندن حتما نظر بدن .متون گرم...ر))

[ شنبه نهم فروردین 1393 ] [ 23:38 ] [ امیرحسین ] [ ]

سیگار

[ جمعه هشتم فروردین 1393 ] [ 10:24 ] [ امیرحسین ] [ ]

شاخ بازی واسه من ممنوع..قابل توجه بعضیا...

از اون جایی که ...
ادامه مطلب
[ جمعه هشتم فروردین 1393 ] [ 0:6 ] [ امیرحسین ] [ ]

نظر سنجی

سلام بچه تو نظرسنجی شرکت کنید...ممنون
[ پنجشنبه هفتم فروردین 1393 ] [ 12:57 ] [ امیرحسین ] [ ]

حتما حتما ...اینکار بکنید!!!

سلام به هر کی که الان داره میخونه....

بچه ها حتما به این سوال ج  بدید///

اگه یه روز بفهمید واس هیچ کس مهم نیستید چیکار میکنید؟؟؟

حتما تو بخش نظرات بهم جواب بدین ...

ممنونم از همه تون...

فعلا

[ چهارشنبه ششم فروردین 1393 ] [ 21:41 ] [ امیرحسین ] [ ]

پرشیا

بچه من عاشق پرشیام ...تا ۱۸سالگی حتما یه دونه میخرم...

شما ام ماشین های مورد علاقتونو تو نظرات بنویسید...

ولی به نظر من که بهترین ماششین دنیا پرشیاست...خیلی ام خوشگله...

بعدشم ۲۰۶

بعدشم زانتیا

بعدشم۴۰۵

خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ

[ چهارشنبه ششم فروردین 1393 ] [ 11:3 ] [ امیرحسین ] [ ]

خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ

اون روز رفتم تو پروفایال دختره ...نوشته اهنگ مورد علاقه:فرزاد فرزین ....

یه سوال ؟من میخاستم بدونم ایا فرزاد فرزین یک اهنگ یا موسیقی هستش؟؟؟((خدایا مرا ببخش)))

 

دختران محترم دانشگاه نرید بهتره ...چون تو دانشگاهم دیگ شوهر نیست...خخخخ

 

تانباشد چوب تر /فرمان نبرد گاو و خر

 

عزیز دلم وقتی رفتی وگند زدی به زندگی طرف...لطف کن دهنه گاله رو ببند نگو قسمت نبود...

 

اهدای اس ام اس اهدای زندگیست..هم اکنون نیازمند یارای سبزاتان هستیم..

۰۰۰سازمان بیماران اس ام اسی۰۰۰

 

 

[ چهارشنبه ششم فروردین 1393 ] [ 10:58 ] [ امیرحسین ] [ ]

دل شکستن...

 ...

کاهی شکستن دل ادمی کمتر از کشتن ان نیست...

گاهی باید خدای خود را پرستید...بعضی خدای عاشقان...بعضی دیگر خدای دل های خیانت دیده...بعضی دیگر خدای دل های شکسته... و بغضی دیگر خدای دوری ها...

[ سه شنبه پنجم فروردین 1393 ] [ 15:33 ] [ امیرحسین ] [ ]

از سر تنهایی ...

دردوری لذتی هست که در باهم بودن نیست...درباهم بودن ترس فراغ و در دوری لذت دیدار...


برای خریدن عشق هرکه هرچه داشت اورد...دیوانه هیچ نداشت گریست...گمان کردند چون هیچ ندارد می گرید...هیچ کس قدر دیوانه ندانست...که قیمت عشق اشک است و قیمت اشک عشق....


چه خوش خیال است فاصله را میگویم ...به خیالش تورت تورا از من دور کرده...نمیداند تو جایت امن است..اینجا در قلب من..


دوست داشتن بدون مهم بودن نتیجه مهم است...


کاش انسان مثل شمع فقط یک شب زندگی میکرد اما در کنار پروانه اش...


تو میروی ومن فقط نگاهت میکنم...تعجب نکن که چرا گریه نمیکنم...بی تو یک عمر فرصت برای گریستن دارم...امام برای تماشای تو همین یک لحظه باقیست....


به زندانی گفتند از تو تنها تر کیست؟گفت کسی که دلش زندانی دیگریست...



[ دوشنبه چهارم فروردین 1393 ] [ 17:3 ] [ امیرحسین ] [ ]

یه کی جدید اومده...(((مهیار)))


سلام ...بچه ها امروز یه نویسنده جدیدی به این وب اضافه شده...

دوست خوبم مهیار ...

از این به بعد باهم وبلاگ رو اپ میکنیم...

البته مهیار بیشتر چون چند وقته زیاد حالم خوب نیست...

به هر حال ممنون از همه گی....

عیدتون مبارک...

[ شنبه دوم فروردین 1393 ] [ 18:10 ] [ امیرحسین ] [ ]

دمت گرم ...مشتی ...فدایی داری...

دیروز یکی بهم گفت بروبمیر.خواستم بگیرم بغلش کنم ببوسمش...مدت ها بود کسی واسم همچین ارزوی قشنگی نکرده بود...


همه مرا با خنده های بلند میشناسند...بیچاره بالشم با گریه های بی صدا...


مخاطب خاصی ندارد نوشته هایم...تا بخواهی همدردیهای داغدار دارد نوشته هایم...



[ شنبه دوم فروردین 1393 ] [ 17:57 ] [ امیرحسین ] [ ]

سلامتی...

سلامتی جوونایی که دل پیر دارن !!!سلامتی لاتایی که حکم تیر دارن!!!سلامتی رفیقم که همیشه باهاشم!!!سلامتی خط های روی بدن داداشم!!!سلامتی خودت که یه روز بابا شی!!!سلامتی مردهایی مثل روح الله داداشی!!!سلامتی حرف هایی که باید نگمو میگم!!!سلامتی رفیقم که واسش رگمو میزنم!!!

[ جمعه یکم فروردین 1393 ] [ 18:42 ] [ امیرحسین ] [ ]

تـــــاحـــــالـــا شـــده؟

تا حالا شده دوست داشتنت رو قورت بدی...؟
لبخند بزنی..
بی تفاوت باشی..؟شده دلتنگی بپیچد به دلت,راه نفست رو ببنده,خفه ات کنه...
هی دستت بره سمت گوشی...
برش داری......
نگاهش کنی...
پرتش کنی...


شده یک آهنگ برات بشه روح یک لحظه...
بشه خاطره...
وهرچی تکرار شه دیوونه ترت کنه...؟

شده بری همون خیابونی که با اون رفته ای...
چند متر جارو هی بالا و پایین کنی...
اشک بریزی و ...
لذت ببری...
همونقدر که اونروز لذت بردی...؟


شده قسم بخوری دیگر کاری به کارش نداری...
اما یکهو در یک لحظه گوشی موبایل رو برداری,پیغامی تایپ کنی...
انگشتت بره سمت کلمه send..
منطقت بمیره, قلبت تند تند بزند و send... کنی...؟

شده تمام روز رو تو انتظار یه جواب بیقرار باشی...
نرسه این جواب...


آخر گوشی رو برداری و اینطور بنویسی :" اشکالی نداره,اگر نمیخوای جواب بدی , نده...
فقط میخواستم بدونم خوبی؟همین...
مواظب خودت باش..."

شده باز جوابی نیاد...؟
باز بشکنی...
هزار بار دیگر هم بشکنی اما باز با دست و دل شکسته
دوستش داشته باشی...؟

[ پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392 ] [ 15:32 ] [ امیرحسین ] [ ]

وقـــتـــــیـــــ مـــــنـــــ بــــمــــیــــرمــــــ ـــ ــ ـ .

وقتی بمیرم هیچ اتفاقی نخواهد افتاد
نه جای به خاطرم تعطیل میشود
نه در اخبار حرفی زده میشود
ته خیابانی بسته میشود
نه در تقویم خطی به اسمم نوشته میشود...
تنها موهای مادرم کمی سپیدتر میشود
پدرم کمی شکسته تر
اقواممان چند روز آسوده از کار
خواهرانم پس از چند روز خاطراتم را در ویترین طلافروشی ها فراموش میکنند!
برادرم از سختی کار برای لقمه ای نان یادشان میرود که من هم روزی کنارشان بودم
دوستانم بعد خاکسپاری موقع خوردن کباب آرام آرام خندهایشان شروع میشود

من فقط تنها گورکنی را خسته کنم...
و مداحی که الکی از خوبی هایم میگویید و اشک تمساح میریزد..

[ پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392 ] [ 15:29 ] [ امیرحسین ] [ ]

♥♥♥Pic Love3♥♥♥


[ پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392 ] [ 15:24 ] [ امیرحسین ] [ ]

مــــیــــدونــــیـــــ؟

می دونی
باید بفهمی وقتی دلت می گیره …
تنهایی !
باید یاد بگیری از هیچ کس توقع نداشته باشی !
باید عادت کنی که با کسی درددل نکنی !
باید درک کنی که هر کس مشکلات خودشو داره !
باید بفهمی وقتی
ناراحتی …
دلتنگی …
یا بی حوصله ای …
هیچ کس حوصله ی تو رو نداره !
دیگه باید فهمیده باشی همه رفیقِ وقتای خوشی اند !

[ پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392 ] [ 15:20 ] [ امیرحسین ] [ ]

دلـــــمـــــ خـــــیــــلـــــیــــــ گـــــرفــــتـــــهـــــــ♥♥♥M.Sj

دلم خیلی گرفته...

نمیدونم اون رقیقایی ک دم از مرام میزدن کجان...

دلم خیلی پره از ادما...

متنفرم از همه حتی از اونی که یزمانی از خودمم بیشتر میخواستمش

دلم بارون میخواد و یه دل سیر گریه کردن زیر بارون...

[ پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392 ] [ 15:15 ] [ امیرحسین ] [ ]