خرید
من بعد از چند سال برگشتم
این وب با قیمت استثنایی به فروش می رسد.
اگه کسی پرو پا قرص توآلایت و ایناست
به من ایمیل بزنه
و اسم و قیمت و دلیل خرید رو گه
اگه دلیله خوبی باشه
تخفیف میدم
the first and best site of twilight
من بعد از چند سال برگشتم
این وب با قیمت استثنایی به فروش می رسد.
اگه کسی پرو پا قرص توآلایت و ایناست
به من ایمیل بزنه
و اسم و قیمت و دلیل خرید رو گه
اگه دلیله خوبی باشه
تخفیف میدم
لطفا به وبلاگ گروهی من بیایید

رابرت پتینسون.متولد ۱۳ می ۱۹۸۶
ملقب به راب - پاتی و پتز.
او در فیلم هایی مانند گرگ و میشو ماه نو و کمی خاکستر ها و چگونه بودن و مرا به یاد داشته باش و فیلم محبوب هری پاتر ایفای نقش کرده است .
او در سال ۲۰۰۹ جایزه ی جذاب ترین مرد را ازان خود کرد.و شما میتوانید او را در نقش ادوارد درtwilight ببینید

پیتر فسیلنی متولد : نوامبر 1973 درنیویورک آمریکا به دنیا امد و در فیلم های زیادی هم بازی کرد.که معروف ترینشان twilight است که در نقش دکتر کارلیسل به زیبایی بازی کرد



اشلی میشل گرین (به انگلیسی: Ashley Michele Greene) (زاده ۲۱ فوریه ۱۹۸۷) هنرپیشه تلویزیون و سینما و مدل آمریکایی است. او نقش آلیس کلن در twilight را ایفا کرد.




جکسون رتبون متولد ۲۱ ذسامبر۱۹۸۴در سنمگاپور ولی در خانواده ای امریکایی به دنیا امد.او فعالیت خود را در عرصه ی بازیگری شروع و سپس خوانندگی را به ان اضافه کرد.او در فیلم های زیادی بازی کرده که شاخص ترینش twilight است.از دیگر فیلم هایش میتوان بهhurt,big stan اشاره کرد.

نیکی هوستون رید متولد ۱۷می ۱۹۸۸در امریکا بازیگر زیبای سینما و تلویزیون است.او در سال ۲۰۰۳ با فیلم ۱۳ وارد این عرصه شد.و در فیلم های زیادی درخشید که مشهور ترینشان همان جوری که حدس میزنیدtwilight است.او در این فیلم نقش رزالی زیبا و مغرور را ایفا کرد و خوش درخشید.

کالن لوتز متولد ۱۵ مارچ۱۹۸۵در امریکا بازیگر سینما و تلویزیون است که بیشترین سابقه وشهرتش را مدیون twilightاست

تیلور لاونتر متولد ۱۱فوریه ی ۱۹۹۲بازیگرسینما امریکا ست.این پسر اسپانیایی -امریکایی در فیلم های زیادی درخشیده اما نقش جاکوب بلک گرگینه تا سال ها در یاد همه خواهد ماند
الیزلبت راسر متولد ۱۵جون۱۹۷۵در امریکا بازیگر زیبای سینما و تلویزیون است.او در فیلم های موفقی مانند لیستexوtwilight خوش درخشیده. نقش ازم مهربان تا سال ها در یاد همه خواهد ماند

و اما کریستین استوارت معروف به بزغاله در۹اپریل ۱۹۹۰در امریکا به دنیا امد و تا قبل ازبازی در نقش بلا در twilight زیاد شناخته شده نبود.به قیافه اش نگاه کنید پشت این چشم های ملوم یه بزغاله ی معلومه نه؟دقت کنید




گرگ و میش در 20 روز اول نمايش خود فقط در آمريكا 150 ميليون دلار فروش كرد و همين مقدار هم در سطح بينالمللي فروش داشته است. اين موفقيت در شرايطي نصيب فيلم ميشود كه هزينه توليد آن حدود 15 ميليون دلار بوده است.
چند روز پيش از اكران عمومي فيلم، سازندگان آن اعلام كردند قسمت دوم فيلم با حضور بازيگران قسمت اول، جلوي دوربين خواهد رفت. فاسينلي در فيلم در نقش دكتر چارليسل كولن بازي ميكند.
وي كه اواخر ماه نوامبر 1973 در نيويورك به دنيا آمده، كار بازيگري را از سال 1995 با فيلم سينمايي «آنجلا» شروع كرد. در اين سالها پلههاي ترقي را طي كرده و در فيلمهايي چون «فاير فاكس»، «به هاليوود خوش آمديد»، «شاه عقرب»، «ليلي» و «پيدا كردن آماندا» ظاهر شده است.
از فاسينلي هماكنون فيلمهاي «پرستار جكي» و «ريپر» آماده نمايش است. وي درس بازيگري را در يكي از مدارس معتبر بازيگري شهر نيويورك خوانده و بازيگران مشهوري مثل داستين هافمن و ويليام اچ سيسي از استادانش بودهاند. گياهخوار است و 3 فرزند دختر دارد و ميگويد دوست دارد در فيلمهاي غيرمتعارف و سنگين هم بازي كند.
قبل از اين كه قرارداد بازي در فيلم را امضا كنيد، ميدانستيد كه كتابي كه فيلم از روي آن توليد شد موفقيت عظيمي در بين اهل كتاب كسب كرده است؟
خير، اين نكته را نميدانستم. خود كتاب را يك روز قبل از اينكه با كاترين هاردويك كارگردان فيلم ملاقات كنم، خواندم. اولين باري كه درباره كتاب چيزي شنيدم، زماني بود كه كارگزارم با من تماس گرفت و گفت: «ميخواهي در يك فيلم خونآشامانه نقشي داشته باشي؟» و من گفتم نه! (ميخندد) فكر ميكردم شبيه يكي از اين فيلمهاي زامبي وار است كه از راست و چپ خون از بدن بازيگرانش بيرون ميزند. چون كتاب را نخوانده بودم، نميدانستم درباره چيست. كارگزارم گفت: «اين طور نيست. كاترين هاردويك آن را كارگرداني ميكند و قصهاش هم از يك كتاب خيلي خوب گرفته شده است.» اين باعث شد بروم و كتاب را بخرم. آن را يك روزه خواندم و ديدم چه قصه قشنگي دارد و چقدر خوب نوشته شده است. به ديدن كاترين رفتم و 5 دقيقه پس از حرف زدن با يكديگر، گفتم در فيلمش بازي ميكنم.
شنيدهايم براي بازي در نقش دكتر كولن گريم خيلي ويژه داشتيد كه چند ساعت طول كشيد و حوصلهتان را سر ميبرد. در اين باره برايمان صحبت ميكنيد؟
خب، يكي از بخشهاي سخت اين فيلم، همين چهرهپردازي آن بود كه اهميت خيلي زيادي در قصه و ماجرا داشت. حسابش را بكنيد، هر روز بايد چند ساعت بيحركت روي صندلي بنشينيد و 2نفر كارهاي عجيب و غريب روي صورت شما انجام دهند. بعضي وقتها كار گريم عصبيام ميكرد و بعضي وقتها كار به خنده ميرسيد. حتي گاهي اوقات احساس درد ميكردم. تازه بايد لنزهاي مخصوص هم به چشمم ميگذاشتم. به دليل اين كه صورتم رنگي ميشد، بايد از نور خورشيد پرهيز ميكردم. نور خورشيد گريم را آب ميكرد و صورتم درد ميگرفت، مثل اين كه سوخته باشد.
و خيلي جالب است كه نقش پدر رابرت پاتينسن را در فيلم بازي كرديد، در حالي كه فقط 13 سال اختلاف سني داريد. همبازي شدن با او چگونه بود؟
همه بازيگران فيلم خيلي خوب و دقيق انتخاب شده بودند و از كار كردن در كنار آنها واقعا لذت بردم. در طول فيلمبرداري ما مثل اعضاي يك خانواده بوديم. همه در جاي درست خود قرار گرفته بودند و كسي تلاش نميكرد جاي كس ديگري را بگيرد. در آغاز كار، آشنايي زيادي با هم نداشتيم و فقط از طريق كاراكترهايمان بود كه يكديگر را به جا ميآورديم. خيلي زود من مثل پدر اعضاي گروه شدم. در ابتدا خيلي احساس راحتي نميكردم، زيرا مجبور بودم به خودم و بقيه اعضاي گروه بفهمانم كه بين من و كاراكتري كه نقش او را بازي ميكنم، فرق وجود دارد. در همين زمينه نوع رابطه كاري من با پاتينسن خيلي مهم بود. كاراكتر او كسي شبيه بقيه شخصيتهاي قصه نبود و نوع حركاتش با بقيه بازيگران بايد فرق ميكرد. انگار كه او از يك دوره تاريخي ديگر به اين محل آمده است. حال و هواي قصه طوري بودكه او بايد احساس ميكرد در پشت آن چهره جوان، يك تجربه 350 ساله دارد. همين نكته، كار مرا كمي سخت ميكرد. در طول فيلمبرداري من بايد تمام توجهم را معطوف به پاتينسن ميكردم و مراقب اين نكته بودم كه او شبيه بقيه بچهها بازي نكند.
تركيب بازيگران فيلم تعجب همگان را برانگيخت.
قرار بود چنين باشد و تمام مسائل فيلم باعث تعجب و حيرت همگان بشود.
فيلم قسمت دوم هم كه دارد: «ماه تازه.» آيا فيلمنامه آن آماده و كامل است؟
ميدانم كه در مرحله نگارش است، ولي هنوز چيزي در اختيار من قرار نگرفته است. در اين لحظه كه با شما صحبت ميكنم مشغول بازي در مجموعهاي به نام «پرستار جكي» هستم. تا ماه فوريه درگير اين پروژه هستم و بعد از آن منتظر ميمانم تا فيلمبرداري «ماه تازه» شروع شود.
بعد از بازي در قسمت اول فيلم، بقيه قسمتهاي مجموعه كتاب «گرگ و میش» را مطالعه كرديد؟
قبل از شروع فيلمبرداري 3 جلد آن را خواندم. ميخواستم تا حد امكان اطلاعاتي درباره كليت پروژه و حال و هواي آن پيدا كنم. اما ناشر اين كتاب، هنوز جلد چهارمآن را روانه بازار نكرده است. مطمئن باشيد در اولين روز انتشار كتاب، آن را ميخرم و مطالعه ميكنم.
شنيده ميشود كه كليد فيلمبرداري «ماه تازه» اوايل ماه مارس در ايتاليا زده ميشود. درست است؟
نميدانم. قبول دارم كه صحنههايي از قصه قسمت دوم كتاب در ايتاليا اتفاق ميافتد. حالا معلوم نيست آن صحنهها را در ايتاليا فيلمبرداري كنند يا در ونكوور كانادا كه ارزانتر است( !ميخندد) خودتان هم ميدانيد كه اين هاليودديها براحتي سراغ يك لوكيشن ميروند و به تماشاگران سينما ميگويند «اينجا ايتالياست»! ولي خيلي دوست دارم به ايتاليا بروم و آنجا را از نزديك ببينم.
اين اواخر توليد يك مجموعه فيلم سينمايي از روي قصههاي يك مجموعه كتاب به صورت مدروز درآمده است. اين فيلمها هم پشت سر هم فيلمبرداري ميشوند. اين شيوه كار را ميپسنديد؟
خب، اين روزها اين كار به صورت يك سنت در آمده است. قبل از اين، صحبتهايي بود كه قسمت دوم و سوم «گرگ و میش» پشت سر هم فيلمبرداري شوند. اما هنوز فيلمنامه قسمت سوم نوشته نشده و اين يك مشكل است. اگر قسمت سوم خيلي سريع آماده شود، به نظر من، خيلي خوب است كه اين دو قسمت را همزمان با هم يا پشت سر هم كار كنيم. فيلمبرداري فيلمها به اين شكل كار را براي بازيگر خيلي راحتتر ميكند. در اين حالت، در حالي كه بازيگر هنوز از نقش و كاراكتر جدا و دور نشده، قسمت بعدي را بازي ميكند.
قسمت اول را در شرايطي بازي كرديد كه كسي پيشبيني اين موفقيت عظيم را براي آن نميكرد. آيا حالا حضور در صحنه فيلمبرداري براي بازي در قسمت دوم مشكلتر است؟ حالا انتظارات و توقعات بيشتر است و تماشاچي چيزهاي بيشتري ميخواهد.
هنگام فيلمبرداري قسمت اول هم انتظارات و توقعات خيلي زيادي وجود داشت. علتش هم اين است كه قصه كتاب شهرت و محبوبيت خيلي زيادي داشت و همه توجهات به توليد اين فيلم جلب شده بود، اين توجه ويژه بخصوص از سوي طرفداران اين قصه بود. فكر ميكنم تمام بازيگران متوجه ميزان مسووليتي بودند كه در رابطه با كار داشتند. همه خيلي خوب ميدانستند در حال بازي در فيلمي هستند كه قصهاش را استفاني مهيرز نوشته و چقدر حساسيت درباره آن وجود دارد. تلاش همه ما اين بود كه در رابطه با اين قصه كار درست را انجام دهيم. ميخواستيم مطمئن شويم كه ميتوانيم انتظارات و توقعات هواداران و دوستداران اين مجموعه كتاب را پاسخ بدهيم. در رابطه با قسمت دوم و سوم فيلم هم به همين شيوه عمل خواهيم كرد.
شنيده ميشود گرگ و میش قرار است به صورت يك نمايش تئاتري روي صحنه برود.
چيزي در اين باره نشنيدهام. اگر خود گروه سازنده فيلم تصميم به توليد نسخه تئاتري آن بگيرد، حتما از بازيگران نسخه سينمايي آن بهره خواهد گرفت. به هر حال خيلي خوشحال ميشوم ببينم اين فيلم به صورت يك نمايش صحنهاي هم دربيايد.
وقتي شنيديد كاترين هاردويك قسمت دوم فيلم را كارگرداني نميكند، تعجب كرديد؟
همه بازيگران فيلم از شنيدن اين خبر شوكه شدند. كاترين (هاردويك) اقتباس سينمايي خيلي خوبي از كتاب كرد و موفقيت كلان فيلم در نمايش عمومي، تاييدي بر اين مطلب است. وقتي فيلم ساخته ميشد، قرار بود كارگرداني قسمتهاي بعدي را هم خود او انجام دهد، اما از قرار معلوم بين او و تهيهكنندگان فيلم اختلافاتي پيش آمد كه وي مجبور به كنارهگيري از اين پروژه شد. خيلي حيف شد كه او با قسمت دوم همكاري ندارد. كاترين ديدگاه خيلي خوبي نسبت به قصه داشت و حال و هواي خاصي به آن داد. بخش مهمي از موفقيت فيلم نتيجه تلاشهاي بيوقفه اوست.
در مورد كريس ويتز كه براي كارگرداني قسمت دوم انتخاب شده، چه فكر ميكنيد؟
اميدوارم او بتواند حال و هوا و روحيه قسمت اول را حفظ كند. شنيدهام كه قول داده فيلمي به جذابيت قصه اول بسازد. طرفداران كتاب گرگ و میش خيلي نگران اين تعويض كارگردان هستند و ما بازيگران آن هم اميدواريم كه اين مجموعه فيلم به سمت مشكل نرود و قسمت دوم حتي بهتر از قسمت اول باشد.
قطبنماي طلايي كريس ويتز را ديديد؟
بله، تا حدي فيلم كندي بود و حوصله تماشاچي را سر ميبرد. اميدوارم اين اتفاق براي قسمت دوم گرگ و میش نيفتد.
اكنون بازي در قسمت دوم برايتان راحتتر است؟
درست است كه كاراكترم را در اين فيلم خيلي خوب شناختهام و قرار نيست در قسمت دوم او دوباره معرفي شود، ولي قصه در قسمت جديد به سمت پيچيدگيهايي ميرود كه سختتر از قسمت اول است. هنوز با چالش زيادي روبهرو هستم و فكر نميكنم حضور در جلوي دوربين راحتتر از قسمت اول باشد. .
گرگ و میش در 20 روز اول نمايش خود فقط در آمريكا 150 ميليون دلار فروش كرد و همين مقدار هم در سطح بينالمللي فروش داشته است. اين موفقيت در شرايطي نصيب فيلم ميشود كه هزينه توليد آن حدود 15 ميليون دلار بوده است.
چند روز پيش از اكران عمومي فيلم، سازندگان آن اعلام كردند قسمت دوم فيلم با حضور بازيگران قسمت اول، جلوي دوربين خواهد رفت. فاسينلي در فيلم در نقش دكتر چارليسل كولن بازي ميكند.
وي كه اواخر ماه نوامبر 1973 در نيويورك به دنيا آمده، كار بازيگري را از سال 1995 با فيلم سينمايي «آنجلا» شروع كرد. در اين سالها پلههاي ترقي را طي كرده و در فيلمهايي چون «فاير فاكس»، «به هاليوود خوش آمديد»، «شاه عقرب»، «ليلي» و «پيدا كردن آماندا» ظاهر شده است.
از فاسينلي هماكنون فيلمهاي «پرستار جكي» و «ريپر» آماده نمايش است. وي درس بازيگري را در يكي از مدارس معتبر بازيگري شهر نيويورك خوانده و بازيگران مشهوري مثل داستين هافمن و ويليام اچ سيسي از استادانش بودهاند. گياهخوار است و 3 فرزند دختر دارد و ميگويد دوست دارد در فيلمهاي غيرمتعارف و سنگين هم بازي كند.
قبل از اين كه قرارداد بازي در فيلم را امضا كنيد، ميدانستيد كه كتابي كه فيلم از روي آن توليد شد موفقيت عظيمي در بين اهل كتاب كسب كرده است؟
خير، اين نكته را نميدانستم. خود كتاب را يك روز قبل از اينكه با كاترين هاردويك كارگردان فيلم ملاقات كنم، خواندم. اولين باري كه درباره كتاب چيزي شنيدم، زماني بود كه كارگزارم با من تماس گرفت و گفت: «ميخواهي در يك فيلم خونآشامانه نقشي داشته باشي؟» و من گفتم نه! (ميخندد) فكر ميكردم شبيه يكي از اين فيلمهاي زامبي وار است كه از راست و چپ خون از بدن بازيگرانش بيرون ميزند. چون كتاب را نخوانده بودم، نميدانستم درباره چيست. كارگزارم گفت: «اين طور نيست. كاترين هاردويك آن را كارگرداني ميكند و قصهاش هم از يك كتاب خيلي خوب گرفته شده است.» اين باعث شد بروم و كتاب را بخرم. آن را يك روزه خواندم و ديدم چه قصه قشنگي دارد و چقدر خوب نوشته شده است. به ديدن كاترين رفتم و 5 دقيقه پس از حرف زدن با يكديگر، گفتم در فيلمش بازي ميكنم.
شنيدهايم براي بازي در نقش دكتر كولن گريم خيلي ويژه داشتيد كه چند ساعت طول كشيد و حوصلهتان را سر ميبرد. در اين باره برايمان صحبت ميكنيد؟
خب، يكي از بخشهاي سخت اين فيلم، همين چهرهپردازي آن بود كه اهميت خيلي زيادي در قصه و ماجرا داشت. حسابش را بكنيد، هر روز بايد چند ساعت بيحركت روي صندلي بنشينيد و 2نفر كارهاي عجيب و غريب روي صورت شما انجام دهند. بعضي وقتها كار گريم عصبيام ميكرد و بعضي وقتها كار به خنده ميرسيد. حتي گاهي اوقات احساس درد ميكردم. تازه بايد لنزهاي مخصوص هم به چشمم ميگذاشتم. به دليل اين كه صورتم رنگي ميشد، بايد از نور خورشيد پرهيز ميكردم. نور خورشيد گريم را آب ميكرد و صورتم درد ميگرفت، مثل اين كه سوخته باشد.
و خيلي جالب است كه نقش پدر رابرت پاتينسن را در فيلم بازي كرديد، در حالي كه فقط 13 سال اختلاف سني داريد. همبازي شدن با او چگونه بود؟
همه بازيگران فيلم خيلي خوب و دقيق انتخاب شده بودند و از كار كردن در كنار آنها واقعا لذت بردم. در طول فيلمبرداري ما مثل اعضاي يك خانواده بوديم. همه در جاي درست خود قرار گرفته بودند و كسي تلاش نميكرد جاي كس ديگري را بگيرد. در آغاز كار، آشنايي زيادي با هم نداشتيم و فقط از طريق كاراكترهايمان بود كه يكديگر را به جا ميآورديم. خيلي زود من مثل پدر اعضاي گروه شدم. در ابتدا خيلي احساس راحتي نميكردم، زيرا مجبور بودم به خودم و بقيه اعضاي گروه بفهمانم كه بين من و كاراكتري كه نقش او را بازي ميكنم، فرق وجود دارد. در همين زمينه نوع رابطه كاري من با پاتينسن خيلي مهم بود. كاراكتر او كسي شبيه بقيه شخصيتهاي قصه نبود و نوع حركاتش با بقيه بازيگران بايد فرق ميكرد. انگار كه او از يك دوره تاريخي ديگر به اين محل آمده است. حال و هواي قصه طوري بودكه او بايد احساس ميكرد در پشت آن چهره جوان، يك تجربه 350 ساله دارد. همين نكته، كار مرا كمي سخت ميكرد. در طول فيلمبرداري من بايد تمام توجهم را معطوف به پاتينسن ميكردم و مراقب اين نكته بودم كه او شبيه بقيه بچهها بازي نكند.
تركيب بازيگران فيلم تعجب همگان را برانگيخت.
قرار بود چنين باشد و تمام مسائل فيلم باعث تعجب و حيرت همگان بشود.
فيلم قسمت دوم هم كه دارد: «ماه تازه.» آيا فيلمنامه آن آماده و كامل است؟
ميدانم كه در مرحله نگارش است، ولي هنوز چيزي در اختيار من قرار نگرفته است. در اين لحظه كه با شما صحبت ميكنم مشغول بازي در مجموعهاي به نام «پرستار جكي» هستم. تا ماه فوريه درگير اين پروژه هستم و بعد از آن منتظر ميمانم تا فيلمبرداري «ماه تازه» شروع شود.
بعد از بازي در قسمت اول فيلم، بقيه قسمتهاي مجموعه كتاب «گرگ و میش» را مطالعه كرديد؟
قبل از شروع فيلمبرداري 3 جلد آن را خواندم. ميخواستم تا حد امكان اطلاعاتي درباره كليت پروژه و حال و هواي آن پيدا كنم. اما ناشر اين كتاب، هنوز جلد چهارمآن را روانه بازار نكرده است. مطمئن باشيد در اولين روز انتشار كتاب، آن را ميخرم و مطالعه ميكنم.
شنيده ميشود كه كليد فيلمبرداري «ماه تازه» اوايل ماه مارس در ايتاليا زده ميشود. درست است؟
نميدانم. قبول دارم كه صحنههايي از قصه قسمت دوم كتاب در ايتاليا اتفاق ميافتد. حالا معلوم نيست آن صحنهها را در ايتاليا فيلمبرداري كنند يا در ونكوور كانادا كه ارزانتر است( !ميخندد) خودتان هم ميدانيد كه اين هاليودديها براحتي سراغ يك لوكيشن ميروند و به تماشاگران سينما ميگويند «اينجا ايتالياست»! ولي خيلي دوست دارم به ايتاليا بروم و آنجا را از نزديك ببينم.
اين اواخر توليد يك مجموعه فيلم سينمايي از روي قصههاي يك مجموعه كتاب به صورت مدروز درآمده است. اين فيلمها هم پشت سر هم فيلمبرداري ميشوند. اين شيوه كار را ميپسنديد؟
خب، اين روزها اين كار به صورت يك سنت در آمده است. قبل از اين، صحبتهايي بود كه قسمت دوم و سوم «گرگ و میش» پشت سر هم فيلمبرداري شوند. اما هنوز فيلمنامه قسمت سوم نوشته نشده و اين يك مشكل است. اگر قسمت سوم خيلي سريع آماده شود، به نظر من، خيلي خوب است كه اين دو قسمت را همزمان با هم يا پشت سر هم كار كنيم. فيلمبرداري فيلمها به اين شكل كار را براي بازيگر خيلي راحتتر ميكند. در اين حالت، در حالي كه بازيگر هنوز از نقش و كاراكتر جدا و دور نشده، قسمت بعدي را بازي ميكند.
قسمت اول را در شرايطي بازي كرديد كه كسي پيشبيني اين موفقيت عظيم را براي آن نميكرد. آيا حالا حضور در صحنه فيلمبرداري براي بازي در قسمت دوم مشكلتر است؟ حالا انتظارات و توقعات بيشتر است و تماشاچي چيزهاي بيشتري ميخواهد.
هنگام فيلمبرداري قسمت اول هم انتظارات و توقعات خيلي زيادي وجود داشت. علتش هم اين است كه قصه كتاب شهرت و محبوبيت خيلي زيادي داشت و همه توجهات به توليد اين فيلم جلب شده بود، اين توجه ويژه بخصوص از سوي طرفداران اين قصه بود. فكر ميكنم تمام بازيگران متوجه ميزان مسووليتي بودند كه در رابطه با كار داشتند. همه خيلي خوب ميدانستند در حال بازي در فيلمي هستند كه قصهاش را استفاني مهيرز نوشته و چقدر حساسيت درباره آن وجود دارد. تلاش همه ما اين بود كه در رابطه با اين قصه كار درست را انجام دهيم. ميخواستيم مطمئن شويم كه ميتوانيم انتظارات و توقعات هواداران و دوستداران اين مجموعه كتاب را پاسخ بدهيم. در رابطه با قسمت دوم و سوم فيلم هم به همين شيوه عمل خواهيم كرد.
شنيده ميشود گرگ و میش قرار است به صورت يك نمايش تئاتري روي صحنه برود.
چيزي در اين باره نشنيدهام. اگر خود گروه سازنده فيلم تصميم به توليد نسخه تئاتري آن بگيرد، حتما از بازيگران نسخه سينمايي آن بهره خواهد گرفت. به هر حال خيلي خوشحال ميشوم ببينم اين فيلم به صورت يك نمايش صحنهاي هم دربيايد.
وقتي شنيديد كاترين هاردويك قسمت دوم فيلم را كارگرداني نميكند، تعجب كرديد؟
همه بازيگران فيلم از شنيدن اين خبر شوكه شدند. كاترين (هاردويك) اقتباس سينمايي خيلي خوبي از كتاب كرد و موفقيت كلان فيلم در نمايش عمومي، تاييدي بر اين مطلب است. وقتي فيلم ساخته ميشد، قرار بود كارگرداني قسمتهاي بعدي را هم خود او انجام دهد، اما از قرار معلوم بين او و تهيهكنندگان فيلم اختلافاتي پيش آمد كه وي مجبور به كنارهگيري از اين پروژه شد. خيلي حيف شد كه او با قسمت دوم همكاري ندارد. كاترين ديدگاه خيلي خوبي نسبت به قصه داشت و حال و هواي خاصي به آن داد. بخش مهمي از موفقيت فيلم نتيجه تلاشهاي بيوقفه اوست.
در مورد كريس ويتز كه براي كارگرداني قسمت دوم انتخاب شده، چه فكر ميكنيد؟
اميدوارم او بتواند حال و هوا و روحيه قسمت اول را حفظ كند. شنيدهام كه قول داده فيلمي به جذابيت قصه اول بسازد. طرفداران كتاب گرگ و میش خيلي نگران اين تعويض كارگردان هستند و ما بازيگران آن هم اميدواريم كه اين مجموعه فيلم به سمت مشكل نرود و قسمت دوم حتي بهتر از قسمت اول باشد.
قطبنماي طلايي كريس ويتز را ديديد؟
بله، تا حدي فيلم كندي بود و حوصله تماشاچي را سر ميبرد. اميدوارم اين اتفاق براي قسمت دوم گرگ و میش نيفتد.
اكنون بازي در قسمت دوم برايتان راحتتر است؟
درست است كه كاراكترم را در اين فيلم خيلي خوب شناختهام و قرار نيست در قسمت دوم او دوباره معرفي شود، ولي قصه در قسمت جديد به سمت پيچيدگيهايي ميرود كه سختتر از قسمت اول است. هنوز با چالش زيادي روبهرو هستم و فكر نميكنم حضور در جلوي دوربين راحتتر از قسمت اول باشد. .
بگم که دوباره یک سایت انگلیسی پیدا کردم
حتما سری بزنین
البته این ادرس را در کادر سفیدی که آدرس سایتم را میزنین
بزنین
بگم که دوباره یک سایت انگلیسی پیدا کردم
حتما سری بزنین
البته این ادرس را در کادر سفیدی که آدرس سایتم را میزنین
بزنین
بگم که دوباره یک سایت انگلیسی پیدا کردم
حتما سری بزنین
البته این ادرس را در کادر سفیدی که آدرس سایتم را میزنین
بزنین
http://movies.yahoo.com/feature/movie-talk-would-you-accept-a-twilight-engagement-ring.html
بگم که یک سایت انگلیسی پیدا کردم
حتما سری بزنین
البته این ادرس را در کادر سفیدی که آدرس سایتم را میزنین
بزنین
۱ صفحه که مال گوگله باز میشه
صبر کنین
۱ فیلم از کسوف میاد که پایین صفحه است
بعد ببینید
بگم که یک سایت انگلیسی پیدا کردم
حتما سری بزنین
البته این ادرس را در کادر سفیدی که آدرس سایتم را میزنین
بزنین
اشلی در جکسونویل فلوریدا به دنیا آمد . مادرش جو و پدرش میشل گرین بودند. در سن ۱۷ سالگی با هدف رسیدن به پسشه هنرپیشگی به لس آنجلس فلوریدا نقل مکان کرد.
اشلی در ابتدا قصد داشت که مدل شود ولی به دلیل اینکه به حد کافی بلند قد نبود مجبور شد که در تبلیغات ایفا نقش کند. بعد از گذراندن کلاس بازیگری متوجه شد که عاشق بازیگری شد و بازیگری را به مدل بودن ترجیح داد. او در مجموعه تلویزیونی پانکد Punk'd به عنوان بازیگر مهمان ایفای نقش کرد.
در گرگ و میش در نقش خواهر ادوارد کلن یعنی آلیس کلن خوش درخشید و امکان زیادی وجود دارد که در قسمت بعدی فیلم به اسم ماه نو نیز ایفای نقش کند.
